سفارش تبلیغ
صبا

مادر

میلاد میمون و مبارک بی بی دو عالم، نور دیده پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) و سرور زنان عالم حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را به عموم مسلمانان جهان ،بخصوص مادران بزرگوار تبریک عرض مینمایم.

خداوند متعال در فرامین و دستوراتی که  به  انسان میدهد در عین اینکه راه و مسیر مشترکی برای زن و مرد مشخص کرده است اما در مواردی راه های ویژه و خاصی نیز برای انسانها در نظر گرفته است.

برای مثال وقتی در مورد احترام به والدین به انسان سفارش میکند ، برای گرامیداشت و مطسرح کردن مقام زن ، نام مادر را بصورت جداگانه مطرح میکنند.خداوند در قرآن کریم میفرمایند:

اِمّا یَبلُغَنّ عِندک الکِبَر احَدُهُما او کِلاهما فلا تَقُل لهما اُفٍ و لا تَنهَرهُما و قُل لَهُما قولاٌ کریماٌ***سوره مبارکه اسراء -آیه 23***

اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها حتى «اوف‏» مگو و به آنها پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى .

ودر آیه ای دیگر از قرآن کریم میفرمایند:

و وصّینا الانسانَ بِوالدیهِ احساناٌ***سوره مبارکه احقاف-آیه 15***

ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبت ‏به پدر و مادر فراموش نکند(15)

وقَضى ربُّک الاّ تعبُدوا الا ایاهُ و بالوالدَینِ احسانا***سوره مبارکه اسراء-آیه23***

و انسان را نسبت ‏به پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.(23)

و در جایی دیگر خداوند متعال نیکی به پدر و مادر را بعد از عبادت و پرستش پروردگار سفارش میکند.

پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر ومادر خود احسان کنید.

انِ اشکُر لی و لِوالدیکَ***سوره مبارکه  لقمان-آیه 14***

شکرگزار من و پدر و مادرت باش.

مادر

آیاتی که خداوند در قرآن کریم در مورد حق شناسی و نیکی به والدین فرموده اند به دو دسته تقسیم میشوند:

دسته اول آیاتی است که  احسان و نیکی به پد رو مادر را بصورت مشترک بیان میکند و نیکی به والدین را سفارش میکند.

دسته دوم آیاتی است که مخصوص و ویژه حق شناسی و نیکی به مادر است.

و خداوند هر گاه که در قرآن در مورد پدر حکمی خاص میفرمایند فقط به منظور گفتن وظیفه است.

وعلى المولودِ له رزقُهُنَّ و کِسوَتُهُنَّ بِالمَعروف***سوره مبارکه بقره-آیه 233***

خوراک و پوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.

با وجود اینکه  در قرآن کریم از پدر و مادر بصورت مشترک تجلیل شده است  اما زمانی که میخواهد از زحمات والدین صحبت به میان آورد تنها از زحمات مادر میگوید و نام مادر را بالاخص یاد میکند، نه پدر.

و وصّینا الانسانَ بِوالدیه احساناٌ حَملتهُ امُّه کرهاٌ و وضَعته کرها وحَملُه و فِصالُه ثلاثون شهرا***سوره مبارکه احقاف-آیه 15***

از زحمات سی ماهه مادر یاد میکند  و یاد آور این موضوع میشود که دوران حاملگی ،زایمان و دوره شیرخوارگی  چه مقدار دشوار و پر زحمت است. و از اینها به عنوان خدمات مادر یاد میکند و در کنار آن خداوند هیچگونه اشاره ای به اینکه پدر زحمتی متحمل شده است  ندارد.

مادر

 

 



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91/2/24 توسط ♥®♥شایگان

ارم

داستان هبوط حضرت آدم (علیه السلام) به موجب سرپیچی از فرمانی که خداوند به او امر کرده بود در ادبیات فارسی و بخصوص اشعار بسیاری از شاعران آورده شده است.

در مطلبی به اسم میوه ممنوعه به این موضوع پرداختم و از آنجا که سوالاتی برای بعضی عزیزان پیش آمده بود تصمیم به تشریح سوالات این عزیزان گرفتم.

دو سوال اساسی در این زمینه وجود دارد:

1-آیا بهشت صحبت شده در این ماجرا که حضرت آدم (علیه السلام) از آن رانده شد ،همان بهشت جاودان وعده داده شده توسط خداوند است؟

2-عمل حضرت آدم (علیه السلام) گناه بود؟این گناه نسبی یا مطلق است؟

پس از  ماجرای دستور خداوند به فرشتگان جهت سجده گذاری در برابر انسان،بفرمان خداوند حضرت آدم و همسرش در بهشت وارد شدند .

وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ وَکُلاَ مِنْهَا رَغَدًا حَیْثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونَا مِنَ الْظَّالِمِینَ***سوره مبارکه بقره -آیه35***

و گفتیم اى آدم خود و همسرت در این باغ سکونت گیر[ید] و از هر کجاى آن خواهید فراوان بخورید و[لى] به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود(35)

فَأَزَلَّهُمَا الشَّیْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا کَانَا فِیهِ وَقُلْنَا اهْبِطُواْ بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَکُمْ فِی الأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِینٍ***سوره مبارکه بقره -آیه36***

پس شیطان هر دو را از آن بلغزانید و از آنچه در آن بودند ایشان را به درآورد و فرمودیم فرود آیید شما دشمن همدیگرید و براى شما در زمین قرارگاه و تا چندى برخوردارى خواهد بود(36)

در این هنگام بود که حضرت آدم(علیه السلام به اشتباه مرتکب شده اش پی برد و متوجه شد که چه ستمی بر خود روا داشته که اینگونه از نعمت خداوند متعال رانده شده وچه ساده تسلیم وسوسه های شیطان گردیده است.

برخی این بهشت را بهشت پاکان و نیکوکاران میدانند اما از  ظاهر قضیه اینطور استنباط میشود که آن بهشت جاویدان نبوده است بلکه باغی پر از نعمتهای روح افزای خداوند بوده است بر روی زمین.

نکته اول اینستکه، بهشتی که خداوند وعده آن را داده است در روز قیامت بحقیقت میپیوندد و خارج شدن از آن غیر ممکن و نشدنیست و بهشت مکانی جاویدان است.

نکته دوم اینکه شیطان در بهشت راهی ندارد و وسوسه های شیطانی و نافرمانی از خداوند در بهشت معنی ندارد.

و اما ازحضرت امام صادق (علیه السلام)در مورد  بهشت حضرت  آدم (علیه السلام)سؤال شد،ایشان  فرمودند: (جنة من جنان الدنیا، یطلع فیها الشمس و القمر و لو کان من جنان الآخرة ما خرج منها ابداً)(باغی از باغ های دنیا بود که خورشید و ماه بر آن می تابید و اگر بهشت جاودان بود، هرگز آدم از آن بیرون رانده نمی شد.)(1)

پس نتیجه میگیریم که هبوط حضرت آدم (علیه السلام) و نزول ایشان ،مکانی نیست بلکه نزول در منزلت و مقام ایشان است.

البته این احتمال نیز وجود دارد که بهشت مورد بحث در کراتی غیر از کره زمین وجود داشته است که بهشت جاویدان نبوده است.در روایاتی اینگونه بیان شده است که بهشتی در آسمانها بوده است ،البته از این احادیث کلمه سماء(آسمان) را میتوان به مقام و منزلت  بالا تعبیر کرد نه مکان و جایی بالا.

و اما این نکته نیز قابل ذکر است که بهشت جاویدان نتیجه و انتهای اعمال یک انسان است ولی حضرت آدم(علیه السلام) در ابتدای سیر خود به آن بهشت فرا خوانده شد.

و اما پاسخ به شبهات سوال دوم:

خداوند در آیاتی از مقام بالا و تقوای حضرت آدم (علیه السلام) فرموده اند.او نماینده پروردگار بر روی زمین بود و از سوی فرشتگان  به دستور خداوند سجده شده بود .پس انسانی که اینگونه از طرف خداوند به او امتیاز داده شده گناه نمیکند .از این موضوع که بگذریم حضرت آدم (علیه السلام) پیامبر و فرستاده خداوند است و فرستاده و پیامبر خدا از گناه و پلیدی مبراست.

پس آن نافرمانی حضرت آدم (علیه السلام) چه بود؟

عمل حضرت آدم (علیه السلام) گناهی نسبی بود و نه مطلق یا به بیانی دیگر ترک اولی بود.

گناه نسبی چیست؟

بدین معنیست که گاهی اوقات بعضی اعمال و کردار گر چه مباح و حتی شاید مستحب هم باشد اما در خور و شایسته مقامی والا نیست،مقامی چون پیامبر و رسول خدا.یعنی باید از انجام آن عمل چشم پوشی کنند و به اعمال واجب تر بپردازند که در غیر اینصورت ترک اولی محسوب میشود.

و گناه مطلق گناهیست که توسط هر کسی انجام شود شایسته مجازات است.(ظلم،کفر و شرکو...)

برای مثال در نماز ما انسانهای معمولی اگر توجه و حضور قلب کامل نباشد در خور منزلت و شان ماست ،ولی آیا اینگونه نمازی در شان رسول و پیامبر خدا هم هست؟ مسلما در شان پیامبر خدا نیست که در حضور پروردگار حضور قلب نداشته باشد.در صورتی که عدم حضور قلبش باعث انجام حرامی نشده است اما ترک اولی است.

نکته دیگر اینکه خداوند به حضرت آدم(علیه السلام) نهی ارشادی کردند.مانند دکتری که به بیمارش میگوید فلان غذا را نباید تناول کنی.حال آنکه خداوند هم به حضرت آدم (علیه السلام)فرمودند که اگر از میوه این گیاه بخوری از بهشت و مکان کنونیت رانده خواهی شد و به سختی و ملالت خواهی افتاد.پس حضرت آدم مخالف امر خداوند عمل نکرد بلکه نهی ارشادی خداوند را جامه ی عمل نپوشاند.

و نکته دیگری که قابل ذکر است اشاره به این موضوع است که بهشت مکانی برای ادای تکلیف نبود بلکه جایی برای آزمون و آماده کردن انسان برای حضور بر روی زمین بود و جنبه آزمایشی داشت.

منابع:

1-تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 62.




نوشته شده در تاریخ شنبه 91/2/23 توسط ♥®♥شایگان

درخت بنه

بنه درختی با عمر طولانیست(تا300سال تخمین زده شده ) که در مناطق کوهستانی ایران یافت میشود.اگر نام این درخت را تا بحال نشنیده اید حتما نام سقز را شنیده اید.سقز شیره درخت بنه است.شیره معروفی که از آن در ساخت آدامس،خوشبو کننده،بعضی از داروها ،صنعت چاپ،واکس سازی،صنایع چرمی،پلاستیک سازی و حتی حشره کشها استفاده میکنند.شیره سقز حاوی تربانتین است که روغنی بسیار با ارزش در صنعت است.

در رشته کوه زاگرس ،بیشترین درختان بنه در منطقه فیروز آباد در استان فارس وجود دارند.

میوه این درخت در دو مرحله قابل استفاده است.ابتدا زمانی که پوسته این میوه سخت نشده و بصورت سبز و کال است و هنوز مغزی در آن شکل نگرفته است که بیشتر  در ساخت ترشی از آن استفاده میکنند.بعد از اینکه پوسته این میوه سخت میشود و در درونش مغزی سبز رنگ شکل میگیرد که مغز شکل گرفته در آن بسیار مغزی بوده و سرشار از روغن و انرژی است.

در زیر عکسهایی از درختان بنه در منطقه فیروز آباد فارس را مشاهده میکنید :(عکاس=شایگان)

بنه

درخت بنه

درخت بنه

درخت بنه

درخت بنه

درخت بنه

درخت بنه

درخت بنه

درخت بنه



نوشته شده در تاریخ جمعه 91/2/22 توسط ♥®♥شایگان

جانباز شهید عباسعلی صادقی

او رفت و تمام دردهایش را همین جا گذاشت...او دیگر درد نمیکشد...او دیگر دارو نیاز ندارد...

خدا میداند چه توشه ی پر باری از این مزرعه دنیا بر گرفت...خدا میداند چه پروانه وار بالهای سوخته اش را بخدا سپرد و چه نفس راحتی کشید وقتی ملک الموت روح درد کشیده اش را به سمت ابدیت هدایت میکرد...

حالا مادر تنها شده است...و ما نیز...او که آسوده پر کشید ...انگار میدانست باید برود...با همه دیدار تازه کرده بود و حلالیت طلبیده بود...او اصلا آماده بود ...ما آماده نبودیم...

از خود خجالت میکشیدم برایش طلب آمرزش کنم...کاش او ما را شفاعت کند...کاش او دست ما را بگیرد ...

جانباز شهید عباسعلی صادقی

براستی چه مرتبه ای دارید نزد پروردگار و چه مکانی برای زندگی ابدیتان...میدانم میهمان آقا ابوالفضل العباس(علیه السلام) هستید ای جانباز درد کشیده...پدر جان... شهدات گوارای وجودتان...

دکتر ها مانده بودند که با این جگر پاره پاره و سوخته اتان چه تحمل و صبری داشته اید ...پدر جان میدانم دردهایتان را در خود خفه میکردید و هیچ شکوه نمیکردید تا غصه و غم در صورت فرزندان و همسر فداکارتان نبینید...حتی زمان رفتن آه هم نکشیدید....

دل همه برایتان تنگ است...هنوز باور نداریم که تنهایمان گذاشتید...هنوز گاهی چشم براهیم که دری باز شود و شما ...

لقای پروردگار و بهشت مبارکتان...

تقدیم به خانواده داغدار جانباز شهید عباسعلی صادقی.




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/2/20 توسط ♥®♥شایگان

پدر جان به سلامت...

شما چه عاشقانه جان نثار دین  و میهن کردید تا ما امروز آسوده زندگی کنیم .

عمری درد عشقبازی کشیدی و صبر پیشه کردی تا امشب که به لقای پروردگارت رسیدی...

پدر جان فراقت بس جانکاه و جانسوز است اما خوشا بحالت که آسوده و عاشقانه پر کشیدی به جایی که به آن تعلق داشتی...

جانت را فدای اسلام و دینت کردی و اکنون شهادت مبارکت باد...

پدر جان سلام ما را به آقا برسان و بگو گر چه گنهکاریم ولی به امید مهربانیهایش منتظر و چشم براه پشت پنجره انتظارمان نشسته ایم...

پدر جان به سلامت...التماس دعا...

خداوندا صبری به همسر بزرگوارشان که عمری خون دل کشیدند و صبر پیشه ساختند عنایت بفرما که ایشان اجری کمتر از آن جانباز اسلام ندارند.

پروردگارا تحملی در فقدان پدر به فرزندان زلالتر از رودشان عنایت فرما تا غم از دست دادن پدری نمونه و اسوه از خود گذشتگی را کمتر حس کنند .

تمام عمرت منتظر بودی تا برسد زمان پیوند آسمانیت، تو پیوند خوردی با آسمان و پیوند از ما زمینیها بریدی...خوشا بحالتان که عاشقانه بال گشودید و سرود رهایی خواندید در لقای پروردگار.

امشب جامه نو پوشیده ای و لباس جانبازیت را شهادت پوشیدی.ای بنده ی پسندیده خداوند شفاعتگر ما نزد پروردگار یکتا باش و ما را از دعای خیرت بی بهره مگذار که ما نیازمند آمرزش پروردگاریم.

در گذشت جانکاه و جانسوز سرباز اسلام و دین،جانباز از خود گذشته هشت سال دفاع مقدس،جناب آقای عباسعلی صادقی پدر معظم و معزز سرکار خانم فاطمه صادقی با اسم پیامرسانی(شاخه نبات)را به ایشان و خانواده محترمشان و تمامی مردم ایران اسلامی تسلیت عرض میکنم و برای داغدیدگان از خداوند متعال صبر جمیل خواستارم.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91/2/17 توسط ♥®♥شایگان

والتین والزیتون

پروردگار بلند مرتبه در کتاب آسمانی خودبرای اینکه مخاطبانش معانی و مفاهیم سخنان حکیمانه اش را بهتر متوجه شوند به راه ها و شیوه های متفاوتی مطالب حکیمانه اش را مطرح کرده است.

برای مثال مطلبی  را در قالب برهان و استدلالی دقیق میگنجاند و در جایی دیگر همان مطلب را بصورت یک مثال و تمثیل می آورد.

دلیل و رمز استفاده از این شیوه طرح کردن موضوعات و تعلیم آنها اینست که انسانها در درک و فهم مفاهیم از نظر هوشمندی یکسان نیستند،هر چند از فطرتی مشترک برخوردارند.

از این جهت کتاب جهانشمولی چون قرآن باید به گونه ای مطرح میشد که معارف را با شیوه های متفاوت و در سطوح گوناگونی مطرح کند.

برای مثال طرح موضوع توحید در قرآن کریم گاهی بصورت برهان تمانع که مساله بسیار پیچیده ای در بین متکلمان و عالمان است مطرح میشود و گاهی بصورتی بسیار ساده و قابل فهم برای همگان ،حتی بیسواد ترین مردمان مطرح میگردد.

از فنون بکار گرفته شده در قرآن برای درک معارف و معانی قرآنی،قسم خوردن و سوگند یاد کردن خداوند در قرآن کریم میباشد.

قَسَم چیست؟

عبارت است از ربط دادن دو موضوع به یکدیگر، موضوعی که خبر یا چیزی را میخواهد بواسطه موضوع و چیز دیگری که دارای منزلت و شان بالایی است ثابت کند.و  این شان و منزلت باعث مشود فرد بدلیل احترام و منزلتی که برایش قایل است و هیچگاه به آن اهانت نخواهد کرد، به راستی و صحت موضوعی که به مورد قسم ربط داده شده پی ببرد و برایش قابل فهمتر باشد.

حال این سوال پیش می آید که مگر خداوند دلیل و برهان قاطعی برای گفته های خویش ندارد که متوسل به قسم میشود؟

و اینکه قسم را بر چیزی میخورند که برای طرفین قابل احترام و با ارزش باشد،ولی در مورد قسمهای خداوند متعال در قرآن کریم اینگونه نیست.مثلا قسم خوردن بر انجیر ؛زیتون و ...در قرآن کریم.

واما علت اینکه خداوند قسم خورده است در قرآن.

برای اینکه به این موضوع پی ببریم به بیان بعضی از موارد قسم خوردن میپردازیم:

1-قسم خوردن برای تاکید بر موضوع مورد استفاده قرار میگیرد.

2-از قسم خوردن به عظمت و شرافت هر چیز که برایش قسم خورده شده است پی میبریم.

3-گاهی قسم خوردن نشانه استدلال و برهان ضمنی بر چیزی است که قسم بر آن خورده شده است که این قسم حکیمان است.

4-قسم یکی از فنون و روشهای بیان موضوعات میباشد و هر جا اقتضا کند بیان بصورت قسم ابراز میشود.

میتوان از کاربردها قسم به این موضوع پی برد که قسم خوردن در مقابل منطق و برهان نیست بلکه روشی برای فهماندن و بیان منظور مطالب است ،هر چند که امکان داشته باشد برای بیان آن مطلب دلیل و برهان منطقی دیگری نیز موجود باشد.

در قرآن کریم خداوند برای بیان موضوعات مختلف به روشهای گوناگونی پرداخته است.هم از طریق تشبیه و تمثیل ، هم از طریق برهان و هم از طریق سوگند یاد کردن.

برای مثال خداوند در قرآن کریم برای موضوعات ثواب آخرت،عذاب آخرت  و معاد از شیوه ها و روشهای گوناگونی استفاده کرده است.

سوره مبارکه مرسلات-آیات 1الی 7

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْمُرْسَلَاتِ عُرْفًا(1)سوگند به فرستادگان پى‏درپى  (1)

فَالْعَاصِفَاتِ عَصْفًا (2)که سخت توفنده‏اند  (2)

وَالنَّاشِرَاتِ نَشْرًا(3)و سوگند به افشانندگان افشانگر(3)

فَالْفَارِقَاتِ فَرْقًا(4)که [میان حق و باطل] جداگرند  (4)

فَالْمُلْقِیَاتِ ذِکْرًا(5)و القاکننده وحى‏اند (5)

عُذْرًا أَوْ نُذْرًا(6)خواه عذرى باشد یا هشدارى(6)

 خداوند در سوره مبارکه مرسلات بعد از قسم یاد کردن (5قسم) میفرمایند:

إِنَّمَا تُوعَدُونَ لَوَاقِعٌ(7)که آنچه وعده یافته ‏اید قطعا رخ خواهد داد(7)***سوره مبارکه مرسلات-آیه7***

و در سوره مبارکه روم همین موضوع را بصورت تشبیه و تمثیل مطرح میفرماید:

فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ کَیْفَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِکَ لَمُحْیِی الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ***سوره مبارکه روم-آیه50***

پس به آثار رحمت‏خدا بنگر که چگونه زمین را پس از مرگش زنده مى‏گرداند در حقیقت هم اوست که قطعا زنده‏کننده مردگان است و اوست که بر هر چیزى تواناست (50)

کاربردهای قسم به عنوان شیوه ای برای فهماندن مطالب از یک سو و استفاده از قسم در قرآن کریم با وجود اینکه مطالب با برهان و علت بیان شده اند ؛ به این موضوع صحه میگذارد که قسم خوردن خداوند در قرآن کریم ،نشانه ی بی منطقی و بی برهانی نیست.



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91/2/17 توسط ♥®♥شایگان

مرگ

فکر کرده ایم که امروز را چگونه گذرانده ایم؟...که در فکر فرداییم.

در هر لحظه ای باید همان لحظه را زندگی کنیم تا همه عمرمان را زندگی کرده باشیم،فرداهایی که اکنون آنرا رقم میزنیم و شالوده اش آن افکاریست که امروز در ذهنمان اندیشیده ایم.

فردای ما امروزمان است، از دیروز چه توشه ای برداشته ایم؟

آیا امروزمان را بهتر از دیروزمان میدانیم؟

که در اندیشه فردایمان هستیم.

از بزرگان شنیده ایم که هر کس دوروزش یکسان باشد از زیانکاران است.

پس همیشه به گفته هایمان جامه ی عمل بپوشانیم،و هر چیزی که احساس میکنیم به آن بیندیشیم.

و مرگ نعمتیست که حتی مستمندان هم آنرا از دست نمیدهند.

ملکوت

نعمتی که همه تجربه میکنند.

کسی که از مرگ میهراسد ؛لذت زندگی کردن را احساس نمیکند.

مرگ رویایی آرام است که خیال آشفته ای در آن وجود ندارد.

مرگ دفتر خاطرات زندگیمان را ورق میزند.و خوبیها و بدیها،زیباییها و زشتیها آشکار خواهند شد.

پس باید سعی خود را بر این گذاریم که دفتر زندگیمان را پر از خاطرات شیرین و نیک و خالی از خط خوردگی پر کنیم و هماره بر پلیدیها و ناپاکیها قلم بطلان کشیم.

اگر مرگ نبود چه بسا ،انسانیت جای خویش را به درنده خویی میداد و یکدیگر را پاره پاره میکردیم و از هیچ ناپاکی و جنایتی فروگذار نمیکردیم.

آری مرگ وجود دارد و در گوشه گوشه جهانمان شاهد جنایات سهمگین هستیم.مرگ هست و اینچنین است و اگر مرگ نبود...

گذر عمرمان را با سعادتمندی بگذرانیم تا سلامت باشیم و امیدوار که اگر غیر از این باشد همانا مرگ گواراتر خواهد بود.آسوده خاطر و بی آلایش زندگی کنیم تا مرگ را ساده بپذیریم و همدوشی و همراهی مرگ در زندگیمان را راحتتر درک کنیم.

ما هر چه میکنیم مانند قلمیست که مینگارد بر دفتر روزگار و خداوند بر این نگاشتن حاضر و ناظر است.پس شایستگی پیشه خود سازیم و بایسته گردیم در راه خداوند،رشته های آرزوهایمان را کوته سازیم که بلندی آرزو ما را زیانکار میگرداند.

خیلیها به حقیقتها پشت کردند وقتی آمال و آرزوهاشان طولانی گشت و فراموشکار میشوند و نیستی و هلاک از یادشان میرود و اینکه شروعشان ،بازگشتی هم دارد.و اینکه مرگ پایان کبوتر نیست،مرگ آغاز یک زندگیست و ابدیت مرگ را در آغوش میکشد.

زندگی همان مرگ است که هر لحظه به تاخیر می افتد و مرگ بودنی در نبودن است.

 وَمَا جَعَلْنَا لِبَشَرٍ مِّن قَبْلِکَ الْخُلْدَ أَفَإِیْن مِّتَّ فَهُمُ الْخَالِدُونَ * کُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوکُم بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَةً وَ إِلَیْنَا تُرْجَعُونَ ***سوره مبارکه انبیاء،آیات 34 - 35***

و ما پیش از تو براى (هیچ) انسانى، جاودانگى (و زندگى ابدى) قرار ندادیم، پس آیا اگر تو از دنیا بروى، آنان! زندگانى جاوید خواهند یافت؟! هر نفسى چشنده مرگ است و ما شما را با مبتلا کردن به بدى‏هاو خوبى‏ها آزمایش مى‏کنیم و بسوى ما بازگردانده مى‏شوید.

وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِی الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ کَافِرُونَ**قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ***سوره مبارکه سجده-آیات 10و11***

و گفتند آیا وقتى در [دل] زمین گم شدیم آیا [باز] ما در خلقت جدیدى خواهیم بود [نه] بلکه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] کافرندبگو فرشته مرگى که بر شما گمارده شده جانتان را مى‏ستاند آنگاه به سوى پروردگارتان بازگردانیده مى‏شوید(10)(11)

اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ***سوره مبارکه زمر-آیه42***

خدا روح مردم را هنگام مرگشان به تمامى باز مى‏ستاند و [نیز] روحى را که در [موقع] خوابش نمرده است [قبض مى‏کند] پس آن [نفسى] را که مرگ را بر او واجب کرده نگاه مى‏دارد و آن دیگر [نفسها] را تا هنگامى معین [به سوى زندگى دنیا] بازپس مى‏فرستد قطعا در این [امر] براى مردمى که مى‏اندیشند نشانه‏ هایى [از قدرت خدا]ست(42)



نوشته شده در تاریخ شنبه 91/2/16 توسط ♥®♥شایگان

برازیلیا

شهری بنام برازیلیا،تا جنگ جهانی دوم در هیچ نقشه ای یافت نمیشد،زیرا چنین شهری تا اواخر دهه 1950 وجود نداشت.

امروز برازیلیا شهری است که متجاوز از یک میلیون جمعیت دارد و پایتخت کشور برزیل است.انگیزه ساختن شهر برازیلیا و انتقال پایتخت به آنجا این بود که کشور برزیل از نظر وسعت ،از جمله بزرگترین کشورهای جهان است و تا دهه 1950جمعیت آن کشور در حدود شصت میلیون بود،تقریبا 90درصد آنان در سواحل اقیانوس اطلس زندگی میکردند،زیرا این مردم آنچه میخواستند،از محصولات کشاورزی و غیر کشاورزی،در این حاشیه از کشور می یافتند و نیازی به دور شدن از ساحل نمی دیدند ولی سیاست دولت این بود که برای آباد کردن کشور،مردم را به داخل سرزمین پهناور کوچ دهند.برای این منظور برازیلیا که نزدیک به هزار کیلومتر از ساحل فاصله داشت انتخاب شد.

برازیلیا

مع ذالک با توجه به وسعت و امکانات کشور،باید گفت که در کشاندن مردم به داخل کشور،این تغییر پایتخت هنوز قدم کوچکی بیش نبوده است و گنجایش برزیل در پذیرفتن جمعیت در داخل سرزمین خود،خیلی بیش از آن است که تصور میشود.

اقدام به تغییر پایتخت عملا با انتخاب ژوسینوکوبیچک به ریاست جمهوری وارد عمل گردید،وی در دوره کوتاه زمامداری خود،کلنگ آغاز ساختمان برازیلیا را در دشت کم درختی بر زمین زد و بلافاصله ساختن جاده ها و ارسال مواد ساختمانی و حرکت سیل آسای جمعیت به آن نقطه شروع شد و در سال 1960 که اواخر دوره ریاست جمهوری او بود،کارهای اساسی ساختمان شهر انجام شد و پایتخت رسما افتتاح گردید و ادارات تدریجا از پایتخت قدیم ریودوژانیرو به برازیلیا انتقال یافت.گر چه انتقال واقعی و عملی پایتخت سالها بطول انجامید.

برازیلیا

و اما شهر برازیلیا شهریست بسیار مدرن که بر اصول شهرسازی بنا گردیده است و در ساختمانهای آن نو آوریهائی شده است که آنرا از ساختمانهای سایر شهر ها متمایز میسازد.به همین مناسبت هم سفیر یک کشور خارجی هنگام تسلیم استوار نامه خود در برازیلیا، به رئیس جمهور آن کشور گفت که با ورود به شهر برازیلیا،انسان احساس میکند که در شهری در کره مریخ فرود آمده است.

برازیلیا

در مرکز اداری شهر میدانی است بنام )تریش پودرش)که به زبان پرتغالی معنی(قوای ثلاثه)را میدهد.در این میدان عملا بناهای قوای سه گانه،مجریه ،مقننه و قضائیه قرار دارد.مقرّ ریاست جمهوری از نظر از نظر معماری بسیار جدید و در داخل آن نیز غیر متعارف است.ساختمان قوه مقننه که مرکب از دو مجلس میباشد دارای دو سالن بزرگ دایره شکل است که بصورت دو کاسه ساخته شده، یک کاسه رو به بالا و دیگری رو به پایینذو در جوار آنها ساختمان بلند دبیر خانه است.

برازیلیا

در پشت ساختمان مجلسین،ساختمان وزارتخانه های متعدد در دو ردیف ساخته شده اند و هر عمارت به یک وزارتخانه اختصاص دارد.

برازیلیا

قسمت مسکونی شهر به چند ناحیه تقسیم شده و این تقسیم بندی طوری است که هر ناحیه از نظر اداری و زندگی خود کفاست و تمام خدمات شهری از جمله بیمارستان،پارک، سینما،فروشگاه ها،کتابخانه،کلیسا،مدرسه،اداره پست و غیره وجود داردو بنا براین مردم هر ناحیه ای برای انجام امور خود نیازی به خارج شدناز ناحیه خود و رفت و آمد بی فایده ندارند و خیابانها هم از روی هم عبور میکنند بطوری که نیازی به چراغ راهنما نیست.

برازیلیا

قسمتی از شهر ،نزدیک قسمت اداری و وزارت خانه ها،ناحیه ای برای دیپلماتها در نظر گرفته شده و در این ناحیه؛به هر کشور قطعات بزرگ زمین داده شده است تا هر یک به میل خود و به سبک و سلیقه کشور خویش سفارت خود را بنا کنند.

سفارت جمهوری اسلامی ایران،نخستین سفارتی بود که در ساختن یک دفتر در زمین خود پیش قدم شد و رئیس جمهور،کوبیچک،برای تشویق سایر کشورها برای انتقال سفارت خود به برازیلیا، شخصادفتر سفارت جمهوری اسلامی ایران را افتتاح کرد و این عملی بود که در تاریخ دیپلماسی بی سابقه است.

 

 



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 91/2/14 توسط ♥®♥شایگان

صحیفه سجادیه

 صحیفه سجادیه ،نام کتابیست که دعاهای حضرت امام سجاد (علیه السلام) در آن جمع آوری شده است.

به جرات میتوان گفت ،این کتاب بعد از کتب قرآن کریم و نهج البلاغه از نظر معارف الهی قرار دارد ،بطوری که آن را أخت القرآن بمعنای خواهر قرآن،زبور آل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) و انجیل اهل بیت(علیهم السلام)ملقب ساخته اند.

این کتاب پر محتوی،تنها حاوی راز و نیاز و بیان درخواست و حاجت از خداوند نیست،بلکه آسمانی بیکران و فراخ ازعلوم و معارف اسلامی و انسانی است.

در بیانات این کتاب گرانقدر با ظرافتی خاص مسایل  فرهنگی،اجتماعی،عقیدتی و سیاسی و حتی بعضی از احکام شرع و قوانین طبیعی در قالب مناجات و دعا مطرح شده است.

گستردگی و دامنه وسیع این کتاب موجب شده است که علمای بزرگ بسیاری بر آن شرح بنویسند .در کتاب الذریعه ،شیخ آبابزرگ تهرانی به 66 شرح آن اشاره داشته است.

باقر شریف قریشی نیز در کتاب تحلیل از زندگی امام سجاد(علیه السلام) ضمن اینکه شرح نویسان موجود در کتاب الذریعه را نام برده است به دو تن دیگر نیز اشاره کرده است که بر کتاب صحیفه سجادیه شرح نوشته اند.

در نتیجه ،کثرت شرح نویسان بر این کتاب بیانگر گستردگی و پهنه وسیع مطالب آنست.

صحیفه سجادیه

صحیفه بخش تجرد کامل از مادیات و عالم ماده را تجسم میکند و مرتبط بودن با خداوند یکتا وتکیه و یاری خواستن از او و انقطاع از خلق است.

صحیف سجادیه بیانگر ایمان عمیق و معرفت و کمال حضرت امام سجاد (علیه السلام) در مقابل پروردگار است.

از حضرت امام سجاد (علیه السلام) تعداد زیادی مباحث کلامی را نیزدر این کتاب آورده اند که بارها دانشمندان و اندیشمندان علوم کلام و فلسفه اسلامی هر چه درباره واجب الوجود در کتب خود نگاشته اند از نوشته های ایشان در این کتاب سرمشق و الهام گرفته اند.

اکثر ادعیه موجود در این کتاب بر نامه هایی پیرامون  کمالات روحی و اخلاق وضع کرده است که به وسیله آنها مقام و مرتبت انسانی ارتقاء می یابد ،همچنین در کتاب صحیفه سجادیه حقایق علمی وجود دارد که در زمان زندگانی ایشان قابل اثبات و درک نبود.

صحیفه سجادیه بمانند دارویی شفابخش است که نفسهای سرگردان را نجات بخش ،و آبی زلال و شفاف به کام تشنگان زهد و خلوص نیت میباشد،سرشار از دعاهایی که وسیله نزدیکی و قرب الهی و چراغ هدایتی بمانند قرآن کریم و نهج البلاغه است.و براستی که بعد از این دو کتاب هدایت(قرآن کریم و نهج البلاغه) کتاب صحیفه سجادیه در فصاحت و بلاغت بی نظیر و بی مثال است.

از دیگر مهمات این صحیفه، احکام و فروع دین و اصول اعتقادات است که با روشی بسیار عالمانه و پر از عرفان خالص و ناب امام سجاد (علیه السلام) در جای جای آن گنجانده شده است.




نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 91/2/14 توسط ♥®♥شایگان

تزکیه

هوای نفس به تمامی اعمال و رفتاری اطلاق میشود که  با خواسته و اراده خداوند همخوانی نداشته و به نحوی چه ظاهرا و چه باطنا ،مخالف با اراده و خواست خداوند است.

از مصادیق پیروی از هوای نفس میتوان به فراموش کردن خداوند و به یاد او نبودن(از یاد بردن نعمت ها،بزرگواریها و نیکیها و قدرت و صفات باریتعالی)،دنباله روی کردن از ابلیس و شیطان صفتان و افراط و تفریط در کردار و اعمال.

پروردگار بزرگ در سوره مبارکه کهف در این باره میفرمایند:

وَاصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَیْنَاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا  وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ***سوره مبارکه کهف-آیه28***

با کسانى که صبح و شام پروردگارشان را مى‏خوانند در حالى که همواره خشنودى او را مى‏طلبند خود را شکیبا دار ، و در طلب زینت زندگى دنیا دیدگانت [از توجه] به آنان [به سوى ثروتمندان] برنگردد ، و از کسى که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کرده‏ایم و از هواى نفسش پیروى کرده و کارش زیاده‏روى است ، اطاعت مکن .«28»

10 گام

از دستورات خداوند در  قرآن کریم و سفارشات ،شیوه ها و دستور العملهای ائمه اطهار (علیهم السلام)میتوان روشهای مباره با هوای نفس را  استخراج نمود.

1-قوی کردن اراده جهت دنباله روی نکردن از شیطان.مطمئنا عزم و اراده های قوی بسیار کمتر از اراده های ضعیف به دام شیطان می افتند .

2-توبه و ابراز پشیمانی قلبی از گناهان ،یعنی با قصد و همت جدی خود واقعا از کرده نادرست خود پشیمان و نادم شود.

3-رعایت شریعت و طریقت دین اسلام و بکار بردن آنها بصورت عملی در زندگی روزمره.

4-با الگو قرار دادن کسانی که از هوای نفسشان پیروی نکرده اند و نمیکنند،به این باو برسد که یک انسان میتواند از هوای نفسش اطاعت و پیروی نکند.

5-باید این نکته را به یاد داشته باشیم که دوری جستن از هواهای نفسانی به سادگی و آنی امکان پذیر نیست و نیاز به وقت دارد.

6-به این باور برسیم که پیروی نکردن از هوای نفس ،پاداشی بزرگ از طرف خداوند نصیبمان خواهد کرد.

7-از خیالات واندیشه های منفی و شیطانی دوری جویید و در ذهن خود به اندیشه های مثبت بها دهید.

8-لذت انس با پروردگار را در ذهن و یاد خویش پرورش دهد تا براحتی به هواهای نفسانی جواب منفی دهید.

9-سعی کند در تمامی شرایط زندگی ،هم شرایط سخت و دشوار و هم وقتی شرایط و زندگی بر وفق مراد است از یاد خداوند غافل نشوید.

10-و اما نکته ای که رعایتش  بسیار مهم و ضروریست اینست که،فردی که قصد ترک هواهای نفسانی را دارد میبایست هر چه سریعتر به این کار اقدام کند ،بویژه در دوران جوانی که این هواهای نفسانی به اوج خود میرسند.

حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه) در مورد این موضوع میفرمایند:

شیخ  جلیل ما و عارف  بزرگوار، آقای شاه آبادی، (روحی  فداه) فرمودند که تا قوای جوانی و نشاط  آن باقی است بهتر می‏توان قیام کرد  در مقابل مفاسد اخلاقی و خوبتر می‏توان وظایفه انسانیه را  انجام داد. نگذاریم این  قوا از  دست برود  و روزگار پیری پیش آید که موفق شدن در آن حال مشکل است و بر  فرض موفق  شدن، زحمت  اصلاح خیلی  زیاد است. چهل حدیث امام خمینی، ص 111

و خداوند متعال نیز در قرآن کریم میفرمایند:

فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُم مِّنْهُ نَذِیرٌ مُّبِینٌ***سوره مبارکه ذاریات-آیه50***

پس به سوى خدا بگریزید که من شما را از طرف او بیم‏دهنده‏اى آشکارم (50)

با رعایت اصول دهگانه فوق  انسان میتواند بر هوای نفس خویش غلبه کند و اه صحیح را پی گیرد.بویژه این نکته را باید یاد آور شد که در انجام تمامی امور روزانه خداوند را یاد کنید.

وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ***سوره مبارکه زخرف-آیه36***

و هر کس از یاد [خداى] رحمان دل بگرداند بر او شیطانى میگماریم تا براى وى دمسازى باشد (36)

همچنین در آیه ای دیگر میفرمایند:

إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ***سوره مبارکه اعراف-آیه201***

در حقیقت کسانى که [از خدا] پروا دارند چون وسوسه‏اى از جانب شیطان بدیشان رسد [خدا را] به یاد آورند و بناگاه بینا شوند (201)

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91/2/13 توسط ♥®♥شایگان
<      1   2   3   4   5   >>   >
    

عکس